Name:
Location: tehran, tehran, Iran

Thursday, December 21, 2006

ناتوان


نمی توانم
تمامی توانم ناتوان شده است
مرغ عشقم مرد
بالهایم پژمرد
قدمهایم فسرد

خسته و تنها
در اتاقی سرد
،چشمهایم
تمامی سهم من از عشق

نمی توانم
تمامی توانم ناتوان شده است
،اطرافم
.قلمهایی
.نگاههایی
...زنگهایی

،سکوت
معنی این حجم غریب
و عشق؟
...

نمی توانم
تمامی توانم ناتوان شده است
صورتکها می ایند
قاصدکها می آیند
آفتاب می آید
...ماه میرود
در گوشۀ آبی یک احساس
پروانه ها می خوانند
...شمع ها می سوزند

نمی توانم
...تمامی توانم ناتوان شده است

0 Comments:

Post a Comment

<< Home